هنر در وقت اضافه

  • ۰۰:۱۳

خیلی وقته از چیزهایی که درست میکنم براتون عکسی نذاشتم.دوباره از چیزهایی که روحم رو جلا دادن این مدته براتون میگم و عکس هاشون رو براتون میذارم... فک کنم شماهم خوشتون بیاد ازشون. خب اولش اینو بگم که قبل عید تصادف کردم و گوشی نازنینم رو زدن یه گوشی دیگه رو فعلا دارم قابش به دلم نبود و تیره بود منم با رنگ ویترای اول روشو نقاشی کردم بعد لاک برق ناخن زدم روش تا پاک نشه. به نظرم قشنگ شد

  • ۶۹

حکایت دلتنگی

  • ۲۰:۰۷

یه روزی میرسه  که هیج حسی نداری نه به خودت نه به آدم های اطرافت...

بودن یا نبودن هیچ کی برات فرقی نداره...زن یا مرد فرقی نداره...دختر یا پسرش مهم نیست..هم کلاسی باشه یا همسایه..دوست یا غربیه...همشون برات میشن یه تیکه از روزت بدون اینکه هیچ ارتباط عاطفی باهاشون برقرار کنی...

یه حصار بلند و آهنی...

اینا به معنای گوشه گیری میتونه باشه یا به معنای سری که به سنگ نارفیقی دیگران خورده و دیگه چیزی نداره که دیگران بخوان ازش بکنن...تهی از هر نوع عاطفه ای نسبت به آدم ها...

 امان از روزی که دلت نسبت به بقیه احساسی نداشته باشه ولی فقط برای بچه های معلول و فقیر و مریض های بیمارستان و حیوانات دلسوزی کنی و برات مهم باشن...اون روز میفهمی پاک ترین قلب ها رو عاجزترین آدم های دنیا و بی زبان ترین موجودات هستی دارن ..اونوقت رابطه قلبی باهاشون برقرار میکنی و دیگه تهمت و دروغ و خیانت و نامردی دنیای آدم ها برات بی ارزش میشه و به چشمت حقیر...

تمام این حرفا التیام دلتنگی های خودم بوده و هست...تنها چیزهایی که زخم های عمیقی که روزگار روی وجودم حک کرده رو باهاشون التیام میدم و روحم آروم میشه...

  • ۳۴

نه به کودک آزاری

  • ۰۰:۳۳

حتماهمگی از نامادری بچه های ماهشهری خبردارید که چه کرد به اون سه تا طفل معصوم...

یه زن تا چه حد میتونه بی شرف وروانی باشه که با بچه های کوچیک و بی گناه اینجوری کنه... تا چه حد سادیسم... خدای من لب دختر بیچاره رو با چسب حرارتی چسبونده... دندوناشو با چکش شکسته... به میله یکماه بسته ش... روی صورتاشون پر زخم... نگاه های وحشت زده... خدایا چرا بنده هات انقدر سنگ دل شدن... حیوونام اگه بچه یکی دیگه پیششون باشه بازم باهاش با مهربانی رفتار میکنن. این حیوان ناطقت داره با نسل انسان و انسانیت چکار میکنه... خدایا دنیا پستتر از اونی بود که تصورش میکردم...

از دیروز تا حالا فقط گریه کردم براشون...افسردگی خفم کرد..غم توی نگاهشون بیچاره م کرد... خدایاهیچی از دستم برنمیاد الان هیییییییچی... خدایا کمکم کن وضعم خوب بشه... زنده بمونم... بهشون و به تمام بچه های این مدلی کمک کنم... خدیا علمش و موقعیتش رو دادی بهم فقط بدون پول نمیشه حتی عاشق بود چه برسه کمک به بقیه... خدایا توانی مالی بهم بده که بچه ای این مدلی دیگه نبینم... خدایا بغض خفم کرد دیگه... بمیرم برای معصومیت اون سه تا یچه😭😭😭😭

  • ۴۸
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan