مهربان خدای خوب من

  • ۰۳:۲۷

سلام  و دو صد سلام.

پر حرفی های من مجددا شروع شده..فکر کنم رابطه مستقیم داره با ساعت ۲ بامداد :-)

امشب به کلیپ رو لوود میکنم حتتتتما نگاش کنین...پر از آراااااامشه محضه دوماهه هر وقت گوشش میدم احساس سبکی میکنم.. آرامش محض_دکترفرهنگ

اونایی که قبلا عکس مراحل اولی فرشم رو توی وبلاگ قبلی دیدن الان میخوام کامل شده ش رو نشونتون بدم

این فرش منه...فرشی پر از اتفاقات مختلف...نگاش میکنم خیییلی ذوق میکنم ولی وحشتناک عصبی میشم از اینکه جلو چشمام باشه.به نظر شماهام خیلی قشنگه.نه؟؟؟؟

.یاد روزایی میوفتم که پای دار قالی میشستم...قراربود زودی  ببافمش ...فروخته بشه...پولش بشه مرهم زخم یه زندگی...سرمایه از یکی دیگه بود و کار از من.تازه سرمایه که چه عرض کنم...همش قرض ...پولش قرار بود اولین قدم واسه رسیدن به زندگی مشترک بشه.آی حالم از دیدنش بهم میخوره دیگه...تا مدتها بهش دستم نمیزدم...نفرت انگیز بود...الان مث یه تیکه اضافه تو خونه س.نفروختمش.‌‌..ولی نمیخوام تو خونم.بمونه و میدم بفروشنش برام...ازین غلط های مفتم دیگه نمیکنم.که الکی از خودم مایه بذارم وقتی از هیچی مطمین نیستم.

برای خودم قراره یه تابلو  فرش وان یکاد ببافم.فقط برای خودم.فقط...

تا همه آثار دور و برم پاک بشه من جون به سر میشم بخدا...

یه چیزی هنوز تو وسایلم هست که باید هرچه زودتر دل بکنم و بندازمش دور...دو تار مو...وای که چقدر سخته...اصن میبینمش همه چیز  از جلوی چشمام رد میشه.

هیچ وقت فراموشی نداشتم.همیشه همه چیز یادم بود...تولدش یادم بود ولی غریبه ای بیشتر نبود برام...۵/۱۵ یادم بود...ولی غریبه ای بیشتر نبود برام...

حال خوبش رو میدونستم کیه...بدش رو میدونستم..

چقدر نگاه بقیه دنبالمون بود...

سعی میکردم دوسش داشته باشم با تمام کاستی هایی که داشت و به روش نیاوردم تا بزرگ بشه...

خودم رو سرکوب میکردم تا اون دیده شه...

همیشه اون بود وقتی حرفمون میشد بخاطر اشتباهاش مجبور میشد معذرت خواهی کنه...

دعواهامون بیشتر از چند ساعت نبود.

.ولی مامانش گند زد به همه چی..

پسرایی که باهاشون درارتباط بودم یه چیزی میگفتن...: ببین دختر از من که جنس خودم رو بیشتر میشناسم به تو نصیحت؛پسرا اگه دختری رو بخوان  دنیا رو  بهم میریزن تا به دستش بیارن..

خودت رو گول نزن اون دلش جایی گیر بوده و خودش بهم زده..فقط مادرش رو انداخته جلو...یعنی حتی ارزش اینم نداشتی خودش بیاد و ازت معذرت خواهی کنه...

راست میگن...

ما دنیاهامون فرق داشت..

من پاک و وفاداربودم اون دمدمی و چشم هیز‌‌‌‌...من محبتم فورانی بود همیشه...اون برعکس من...

من میجنگیدم اون تماشا میکردببینه کی میسوزیم تو آتیش خودخواهی مامانش..

من یاد گرفته بودم پای قسمی که باهاش خوردم و یا علی که گفتم بمونم.‌.اون برعکس بود‌..اصن قسم خوردن براش نقل و نبات بود...مث دست گذاشتنش روی قرآن که سیگار نکشه ولی کشید...

میگن مردها رو موقع سختی بشناس ...

نمیدونم اون موقع دلش پیش کی بود...اون موقع که هرچی قسمش میدادم بریم تروخدا کافی شاپی حداقل ،بهونه میاورد ..نمیدونم الان با کی میره کافی شاپ...واسه ش داره چیکارا میکنه...نمیدونم به چند نفر تا الان گفته دوست دارم...تو تنها عشقی که تجربه کردم. شاید قبل منم کسی بوده و من نمیدونستم...

حسرت یه نگاه پر محبتش توی ولنتاین و روز دختر و روز زن روی دلم موند...

نمیدونم الان واسه کی مجبوره کادو بخره تا اجازه بدن باهاشون بتونه حرف بزنه...

حسرت برخورد مودبانه رو دلم  موند نمیدونم الان مجبوره به کی احترام بذاره...

آخه همه دخترا برعکس منن. رس طرف رو میکشن و در صورتی بهش اجازه همکلامی میدن که هرکاری میگن انجام بده...من اصن میگفتم باهم خوبیم.گور بابای بقیه چیزها...

نمیدونم بهش میگه بومه نذرت...میگه دردته گیانم...میگه کره دااااوت...یا محبوره تهرانی غلیظ حرف بزنه...

نمیدونم امشب کدوم پارتیه یا بغل کدوم دختره.خدایا شکرت که من خوب بودم.بعضی وقتا بازسازی میکنم اون صحنه ای که میگفت رفته پارتی و شماره داده به دخترا و مخشون رو زده و ..اون لحظه جالب انگیز ترین لحظه س... 

نمیدونم اصن ابراز علاقه هاش چه هدفی پشتش بوده.

تا مدتها میگفتم نهههه مجبورش کردن...نمیخواد اذیت شم واسه همین نمیاد سمتم...نه هنوزم  دوسم داره...ولی وقتی اجازه ش دست مامانشه..نه اون محبتاش همیشه خاص بوده برام و واقعا وقتی میگفته حد خدا دوست دارم راست بوده و سه خدا دارم اول خدا...بعد تو بعد مادرم.....ولی الان برمیگردم  گذشته میگم خاااااک برسرت محیا...چقدر دروغ شنیدی و نفهمیدی‌..

میگم چقدر احمق د خر و نفهم بودی نمیدونستی قراره شیره  وجودتم بکشه و بره...

نمیدونم مرده  یا زنده..نمیدونم هست یا نیست...

نمیدونم اصن زن داره یا نداره..مامانش مرده یا زنده س‌‌‌...

میدونم ولی.. که هر سال ۵/۱۵ سر خاکش باید گل بذارم...

نمیدونم اگه روزی طبق قانون  زمین گرده و دنیا دار مکافاته..همو ببینیم چه حالی میشه..نمیدونم اگه واسه دخترش همین قضیه پیش بیادو همین بلا رو سر دخترش بیارن چه حالی میشه...

نمیدونم الان داره ناز کیو میکشه تا بهش ....

نمیدونم بمیره خوشحال میشم یا  گریه میکنم.

فقط دعا میکنم زودتر از شهرم بره...

بودنش توی این فضا  نفسام  رو میگیره. هواشو سنگین میکنه...

روحش خیییییییلی سنگین و کدره...نمیخوام امواج منفی توی محیطی که دارم  کار میکنم باشه...

یکی مث دکتر که چیکارا میکنه که به دستم بیاره...شرایط روحی و اخلاقی  و اجتماعی عالی و موقعیت  اقتصادی معقول...

با قیافه جاافتاده و خانواده درست درمون که سلامتن.

مقایسه خیلی بده...ولی من مقایسه کردم و دیدم چقدر خطا رفتم.

کاشکی محیای خوب و ساده خودم برگرده....ولی دیگه برنمیگرده...

کاشکی بمیره که عشق من رو کشت...کاشکی زودتر بمیره که منو عشقم رو از هم جداا کرد.آخه عن آقا من کاریت نداشتم چرا خودت رو چسبوندی بهم...چرا کاری کردی وابسته ت شم...

کاشکی این حمید بمیره

  • ۲۲۱
قالب بلاگ رضا
فقط 2خط اول رو خوندم
:)
بار همونم ممنونم خوندید
💖 miss fatemeh 💖
چه فرش خوشگلی :)))))
چشمت قشنگ میبینه دوست گلم  :-)
ABOLFAZL :.
خیلی خوشکله خیلی
منونم ازتوت چشمتون قشنگ میبینه
میثم ر...ی
تابلو فرش زیباییه.
خواهرمم یدونه بافته ب امید فروشش اما فعلا رو دستش مونده
ممنونم لطف دارید.
خب بگید بذاره توی دیوار و شیپور .که حداقل دیده بشه
حوا بانو
دلت رو از نفرت بهش پاک کن عزیز...
خوب باش!خوب بمون!
به خودت فرصت بودن و زندگی کردن و از زندگی لذت بردن رو بده!پاک بودنت رو تو وجودت نکش!زنده ترش کن!خوب تر شو!برای خوب ترای زندگیت خوب تر شو!
حیفه زندگی دوروزه اس که با کینه و دلخوری و غصه بگذره!باور کن حیفه!
نفرین هم نکن!دلتو با نفرین سیاه نکن!حیفه!بسپرش به خدا!بسپرش به خدا و سعی کن با آرامش از نو شروع کنی!
بسپرش به خدا و لبخند بزن!بسپرش به خدا و زندگی کن!بسپرش به خدا و سعی کن فراموش کنی!
خدا خودش میدونه چه جوابی بده!
بلند شو و از نو شروع کن!
مرسی از تمام حرفهای قشنگت..خیلی بهشون فکر کردم...واقعا حق با شماس....منم باید توکل رو بیشتر از قبل یا بگیرم...و همه چیز رو بدون بی تابی  به خدا 
مسافر . . .
سلام
زندگیتون سبز
سلام‌.
خیلی خوش اومدید. 
ممنونم  :-)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan