روزهای بودن خواهری کنارم

  • ۲۱:۳۰

جمعه خواهری اومد اینجا و دیگه دیروز واسه شام رفتیم خونه اون یکی آباج و واسه خواب اومد خونه خودمون البته بدون عمو سجاد جان😛

خلاصه  هررررر چی خریده بودم نشونش دادم و هی گفتم اینو خریدم اونو رنگ کردم.کلی واسه تو حیاط و گلدونا ذوق کرد و قراره واسه ش دستبند و اینا درست کنم...بعدش تل سر پارچه ای هام رو که خیلی دوسشون داشتم نشونش دادم  و با کلی ادای گربه شرک رو درآوردن گفت برای من...گفتم ببر باشه‌.لنگه اون چراغ قرمز نفتی خودم رو هم بهش دادم.اون آبیه.

بعدش نشستیم جیک جیک کردن تااااا ساعت ۲ نصفه شب و انقددددددر خندیدیم اشکمون سرازیر شده بود.بعدشم خوابیدیم .

صب رفتم کلاس و ناهار اومدم دیدم اووووه چقدر مهمان داریم‌‌‌..دایی هام و آباج هام...ناهارم که دلمه بود..آخ جوووون...پارمین جونم اومد و تا تل خواهری  رو دید اونم گفت محیااا منم میخوام...گفتم باش ببرش دیگه هیچی تل برام نموند.انقدرم گوگولی بودن خدابیامرزها..باید برم اون مغازهه اگه داشت دوباره بخرم.خوبیه موی کوتاه اینه میشه تل بزنی و گیر بزنی و یه شونه کنی موهاتو..بعدش بری جلو آینه واسه خودت کلی ذوق کنی..البته گذاشتم بلند شه موهام..ببینم با موی بلند چجوریا میشه‌‌‌ با کش

یه مدتی که  تحت فشار روحی بودم این چند ساله هیچی از موهام نمونده بود و همیشه احساس بدی داشتم‌مخصوصا وقتی  یکی دم به دقیقه یه مشکلی که داری رو بزرگ کنه و بخواد به رخت بکشه.‌.الان که هم موهام هم صورتم جون گرفته از خودم راضی ام.

دبیرستان که بودم و خواهری پارمین رو باردار بود میومد موهامو چهل گیسی میبافت و از بالای سرم میبستش‌‌‌‌....خیلی قشنگ میشد‌‌‌..بعدش میرفتم باشگاه و من و یکی از دوستام دوتایی با موی بافته شده بدو بدو میکردیم..‌الان میخوام بذارم موهام بلند شه و بدمش آباج برام چهل گیس ببافه...

             💖     ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::     💖

ازینکه خدا خیلی چیزا بهم داده ازش خیلی ممنونم‌..

چیزایی که زمانی آرزو بودن برام ولی الان همه رو دارم...

چیزایی که همیشه داشتم و الانم دارم..

چیزایی که میتونم داشته باشم و با تلاشم به دستشون میارم..

خدای خوبم رفیق مهربون من واسه بودنت ازت ممنونم. یه قلب گنده برای خدای خودم.

  • ۴۳
هادی
من دلمه دوست دارم ...:D
منم😆
بلاگر کبیر ^_^
ای جووونم :)

خیلی برات خوشحالم بابا... خوشحالم از تغییرات مثبت ظاهری و درونیت :)
مرسی بلاگر جانم...
ممنونم.
دعا کن همیشه خوب بمونم .
تغییرات ظاهری رو خوب اومدی.خخخخخ
alireza ar
بعدش نشستیم جیک جیک کردن تااااا ساعت ۲ نصفه شب و انقدر < آره شما زنا منتظر یکی همجنس خودتونید پر حرفید خخ >

ذاشتم بلند شه موهام..ببینم با موی بلند چجوریا میشه‌‌‌ با کش

<خوبه بنظرم من که تجربه ندارم فکر بد نکن همینجوری گفتم خوبه >


ازینکه خدا خیلی چیزا بهم داده ازش خیلی ممنونم‌..

چیزایی که زمانی آرزو بودن برام ولی الان همه رو دارم...

چیزایی که همیشه داشتم و الانم دارم..

چیزایی که میتونم داشته باشم و با تلاشم به دستشون میارم..

خدای خوبم رفیق مهربون من واسه بودنت ازت ممنونم. یه قلب گنده برای خدای خودم.

(عالی ......)
‌الان میخوام بذارم موهام بلند شه و بدمش آباج برام چهل گیس ببافه
خوبه یداوری میشه دوران دبیرستان
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan