مسخره

  • ۱۷:۲۵

اومدم یه اپلیکیشن دانلود کردم.

xray pregnancy sonography

اصن عاشقشم.

خیلی باحاله

خب این الان خیلی خفنه.منم دیدم خیلی خفنه گفتم خخبببب اول رو خودم امتحانش کنم.و چنین بود که متوجه اتفاقات شگرررررررفی شدم.

اینچوووونین بود که فهمیدم نی نی دارم😂😂😂 اینم عکسش:

جدای ازینکه خیلی مسخره بود و حس احمق بودن به آدم دست میده 😂

ولی خداییش خیلی باحاله که یه مادر اولین عکس نی نیشو این مدلی ببینه.

صدای قلبش رو گوش بده و قربون صدقه ش بره.

فکر کنم ازون حس های فوق العاده ی دنیاس

  • ۳۴

İçimdeki Duman

  • ۰۲:۱۴

یکی هست که خیلی وقت است ردش بر روی قلبم مانده است
در چکه‌های پنجره شیشه‌ای من
در همانجا ایستاده است طوری که انگار دشمنم هست
توانایی عاشق شدن نداری؟ نمی‌توانی عشق را به باغچه دلم ببندی
ببین که بال‌هایم شکسته اند، مثل باران باش و به صورت ببار

دیگر تمام شده ام، ای کسی که زخم‌های زیادی را باز کرده‌ای
ابر درونم پراکنده نمی‌شود
اگر بخواهی، آن وقت آتش خواهم گرفت
پاشو بیا که دیگر کسی نیست که قلبم را لمس کند

🌹🌹🌹🌹🌹🌹

Biri vardı çoktan izi kaldı kalpte
Çamımın damlasında
Duruyormuş orda sanki bir düşmancasına
Sevemezmisin aşkı bağlayamazmı gönlümün bahçesine
Kanadım kırıldı bak yağmurum ol yağ yüzüme

Tükendim çok yaraları açan
Dağılmıyor içimdeki duman
Sen istersen yanalım o zaman
Gel artık yok yüreğe dokunan

ازینجا دانلود کنید

شب امتحان

  • ۰۱:۲۳

بازم شب امتحان شد و هرچی مشکل دنیاس ریخت سر من...

امروز سه تا اتفاق بد افتاد...

مامانم از خواب بیدار شد و رفت گوشی جواب بده رو صندلی برعکس شد..منم اولش ترسیدم ولی نامردی نکردم کلی خندیدم بهش..

اتفاق دوم خییییییلی بد بود...بازم پارمین جوجه هام و از تو سبد در اورد و گذاشت رو زمین  .وای خدا یکیشون افتاد رو زمین و خودش رو اینور اونور میکوبید...پارمین هی گریه میکرد و منم حالم خراب شد اصن.نمیدونم چی شد ولی فکر کنم گردنش گیر کرده بود توی سبد و پارمین کشیدش و گردنش شکسته بود...پارمین از شدت استرس دست منو محکم فشار میداد تا یکم اروم شد....منم ازینکه جون کندنش رو انقدر بد دیده بودم تا عصر توی شوک بودم.بعدش کلی گریه کرم از ته قلبم میزد بیرون غم اون جوجهه...الانم یاد اون لحظه جون کندنش میوفتم اشک تو چشمام جمع میشه...اتفاق اخر واقعا فاجعه بود...

همش تو مغزم یه جمله میومد و میرفت...آخرش خودم رو میکشم..آخرش خودم رومیکشم...

الانم میگم خدایا من دوره نکردم...چطور امتحان فردا  روخوب بشم..

کلا اوضاع خیلی پیچیده س

خسته شدم...

بریدم...

کی این کابوس تموم میشه...

میشه امشب میخوابم فردا صبح بیدار شم و ببینم همه چیز اوکیه...

اینجا ستاره ها همه خاموشند

اینجا فرشته ها همه گریانند

اینجا شکوفه های گل مریم

بی قدر تر ز خار بیابان اند

اینجا نشسته بر سر هر راهی

دیو دروغ و نیرنگ و ریاکاری

در آسمان تیره نمیبینم

نوری ز صبح روشن بیداری

  • ۵۲

عاشقانه

  • ۰۳:۴۳

بعد چند روز نبودن...دلم پر کشید سمت وبلاگم..فکر کنم همه فهمیدن که وقتی مغزم به نقطه انفجار میرسه منم نوشتنم شروع میشه..

امروز قلبم کنده شدنش گرفته بود...

به خیلی چیزها فکر کردم...

به گریه های خالصانه پارمین که محیااااا تروخدا دعا کن جوجه م خوب بشه...اگه طوریش بشه خیلی ناراحت میشم...

به نگاه اون زن نیازمند که غم چشماش که بعد نماز وایساده بود مردم کمکش کنن ولی همه فکر شیر و خرمای افطاری بودن..

به اینکه اگه مامانم نباشه..با کی برم مسجد واسه نماز..با کی برم روضه و حسینیه...کیو اذیت کنم و حرصش رو دربیارم....

به رمضان ...غریبی ماه مبارک..

به اینکه چقدر وجودم پر می کشه برم حرم امام رضا ..و همش دارم مقدماتش رو میچینم بعد رمضان بریم مشهد.اگه امسال نرم مشهد دق میکنم بخدا...آی غمی تو دلمه...غمی تو دلمه...فقط تو حرم...روبروی گنبدطلا...توی صحن انقلاب ..اونجاس که بغضی که چند ساله راه گلوم رو بسته و انرژیمو گرفته...میترکه..

به آدم ها خیلی فکر کردم..اینکه همه عاشق بودن رو دوس دارن..میخوان مث تو فیلما عاشق هم باشن..بهم نگاه میکنن تا عمق وجودشون پر از آرامش باشه...میخوان قلب و احساس طرف مقابل همه جوره مال خودشون باشه..همین..

خیلی هم راحت..بدون دغدغه و سختی...مشکل همینجاس..ما فیلم بازی کردن رو فقط بلدیم

ولی خب سخت ترین راه دنیا مسیر عشق و دل دادگیه..

کسی توی راهش برنده میشه که عاشق باشه..

بازم منو گرفته...😔

نگاه کن که غم درون دیده ام

چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سایه سیاه و سرکشم

اسیر دست آفتاب می شود

نگاه کن

تمام هستی ام خراب می شود

شراره ای مرا به کام می کشد

مرا به اوج می برد

مرا به دام می کشد

  • ۴۶

نامه به دخترم

  • ۰۱:۲۲

دختر من 

ماه من

بودن تو  معنی تمام لحظه هایی است که تنها بوییدنت غم جانفرسای دنیایم را فراموشم میکند ...تو معنای زندگی شدی در لحظات سخت..

عزیز دلکم نکند گذر زمان تو را ناخواسته به سمت بدی ها بکشد..نکند قلب سرشار از محبت و عشقت در طوفان پر از خروش هستی نابود شود...عزیز مادر تو هستی و تنها امانت خداوند  و تمام معنای زیبایی جهان که در قلبت جمع میشود..مبادا مراقبش نباشی..مبادا اندکی فراموش کنی که لبخند تو می تواند برای عبوس ترین مردان جهان هم آرامش را هدیه کند...دخترم لبخندت را ؛ عشقت را؛ محبتت را از هیچ کسی دریغ نکن...

بگذار دنیا به قلب تو استوار بماند..

قومیت شناسی

  • ۱۴:۳۹

سلام و دوصد صلوات

روزه نمازتون قبول باشه و واسه ماهم دعا کنید

عرضم به حضورتون که 

یه قسمت های جدیدی به وبلاگ عزیزم قراره اضافه شه که یه مدت در موردشون پست میذارم و میرم بحث بعدی که اولینش:

#قومیت_شناسی

دوست دارم در مورد تموم ایرانی ها صحبت کنم

بعدش:

#هنرایرانی

بعدش:

#ادیان

و....

دیگه مطلب جمع میکنم و آماده ش میکنم در مورد قومیت ها پست ها رو شروع میکنیم...

یه قسمت جدید هم قراره اضافه شه :نوشته های ادبی خودم😍

منتظر خبرهای بعدی باشید

  • ۳۸

بی خبری

  • ۰۱:۲۳

از بهترین خبرهای دنیا بی خبریه...یعنی از خیلی مسایل بی اهمیت اطرافت خبر نداری...نمیدونی آدم های اطرافت الان کجان و با کی دارن سر میکنن.این خیلی خوبه چون بهت ثابت میکنه که همه یه دنیای متفاوت با تو دارن...یه دنیای پر از قصه های مختلف...

واقعا از همکلاسی هام بی خبرم .فقط میدونم همه یه کیس دارن😆 دخترامون اکثرا ازدواج کردن یا در شرفن..پسرام ۱۰۰٪ همگی بدون کوچکترین اغماضی یا پارتنر دارن یا تو دست و بالشون دو سه تایی هست😆😆😆حقم دارن خب تحت فشارن...لازمه...

بعضی وقتا میگم خدایا واقعا پسر خوب اصن خلق شده؟؟؟اینا که هیچکدوم مرد زندگی نیستن..همه پی الواتی یا اینکه وای مامانم اینان😆

برعکسش دخترامون...واقعا خانومن حتی همونایی که باهاشون رابطه خوبی ندارم...خیلی میفهمن...خداییش بخوام بگم خیلی مردن😉

ولی جدا از همه این بحث ها من دورم از دنیاشون..

خودمم و خودم...باهاشونم ولی قاطی نمیشم

احساس میکنم خبر نداشتن از دنیای اونا باعث شده من پیشرفت کنم..

مثلا دخترامون بجز یکی دوتا بقیه ساز بلد نیستن..

به جز یکی دوتا بقیه هیچ هنری ندارن...طوری که وقتی من کاری میکنم واقعا شاخ درمیارن که چطور میشه به همه اینکارها رسید.

ولی خب اکثرا زبان بلدن و کار تحقیقاتی انجام میدن

اکثرا ورزش نمیکنن.

روزه و نماز که هیچی...

اکثرا اهل مطالعه نیستن..

اکثرا نازپرورده ن و نمیدونن غم چیه

به جز یکی دوتا هیچ کس تو مود حفظ قرآن نیس...

این مدل زندگی من باعث شده برعکس خیلیا من تک بعدی نشم..

ولی خداروشکر مغرور نیستم و همیشه خدارو میبینم...

واسه همین از بی خبری از بقیه لذت میبرم..وارد مسایل خاله زنکی نمیشم و واقعا برام مهم نیست کی چجوری لباس پوشیده و رفتار کرده و چی گفته...

و اینگونه بود که : 

آرامشم را مدیون انتظاری هستم که دیگر از کسی ندارم😊😊

  • ۵۰

روز اول یعنی روز خوبیها رو لمس کردن

  • ۰۱:۲۸

سلام به دوستای خوبم

امیدوارم حالتون خوبتر از قبل باشه..

وبلاگ عزیزم هم که خوبه..

چندروز بود میخواستم بنویسم ولی فرصت نکردم...

میخوام ازون طومارهام رو دوباره بنویسم...

رمضان..

چند روزه دارم بهش فکر میکنم..که چقدر برکت داره...همش دارم برنامه میریزم این ماه رو دلم رو بازم با آدمای دنیاش صاف تر کنم..همیشه رمضان برای من بوی پاکی بخشش و لطف خدا رو داشته.

دو سه روز پیش متوجه یه اتفاق عظیم شدم...که تاحالا بهش کم توجهی میکردم...که خدا به طرز وحشتناک دلچسبی مراقبمه...اصن دیوونه ش شدم وقتی حسش کردم...یعنی جوری آبروم رو حفظ میکنه...جوری مشکلاتم رو حل میکنه.جوری حواسش بهمه و هوامو همیشه داره که من شرمنده شدم همیشه...

چند روزه احساس خجالت میکنم...میگم وای بر من که خدا انقدر منو دوست داره ولی من مث اون نیستم...یعنی بالاتر از اینکه فهمیدم خدا دوستم داره چی هست تو دنیا؟؟؟؟چه عشقی بهتر از عشق خدا به بنده ش...چرا من درکش نکردم اینقدر...همیشه میگیم یارب نظر تو برنگردد...خب وقتی میدونی با اییییین همه بدی که درحقش کردی بازم نظرش رو ازت برنگردونده چه حسی داری؟؟؟دوست داری تمام روزایی که عشق های زمینی تو دلت بوده رو با امروزها عوض کنی...نمیگم قبلا رفاقتی با خدا نداشتم هااااا.ولی واقعا الان نمیدونم چجوری احساسم رو بگم....

شب دوم ماه مبارکه....اصن میخوام امسال بهترینم باشه..

بهترین روزها و شب های رمضان و احیا و افطار و سحر...

همش رو یجوری میخوام خدایی تر کنم...درد و دل هام رو با خدا بیشتر کنم...

بیشتر قرآن بخونم...

بیشتر ذکر بگم...

بیشتر  دعا کنم...

ببخشم...

فراموش کنم  ....

ببخشم...

ببخشم..

و باز هم ببخشم... 

که آرامش از دست رفته ام برگرده...

  • ۴۹

قصه من

  • ۰۰:۴۵

مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد😢😢

 
حتی باغبون نفهمید ... که چه آفتی به من زد
رگ و ریشه هام سیاه شد , تو تنم جوونه خشکید
اما این دل صبورم به غم زمونه خندید
 
آسمون مست جنونی آسمون تشنه ی خونی
آسمون مست گناهی آسمون چه رو سیاهی
اگه زندگی عذابه یه حبابه روی آبه
من به گریه ها می خندم می گم این همش یه خوابه😢😢😢😢
 
آسمون تو مرگ عشقو توی یاخته هام نوشتی
این یه غم نامه ی تلخه که تو سر تا پام نوشتی
من به لحظه ی شکستن اگه نزدیک اگه دورم
از ترحم تو بیزار ... که خودم سنگ صبورم
 
آسمون پیشم شکستی من دیگه رو پام می مونم
منو از تنم بگیری تو ترانه هام می مونم
اگه زندگی عذابه یه حبابه روی آبه
من به گریه ها می خندم می گم این همش یه خوابه

بخدا دق میکنم این آهنگ رو گوش میدم...

اوضاع روحی بسییاااااار بده ...بد بد بدددددددد.

خدایا ...

حال و هوا بدجوری انتخاباتیه😆

  • ۲۰:۵۲

سلام به دوستای گل بلاگری خوبم...

امیدوارم در این نزدیک انتخابات جون سالم به در برده باشید.

آقا چه خبره؟؟

چرا انقدر همه میزنن تو سر و کله هم...حالا انگار این وسط به ما چی میرسه؟؟؟

بابا بخدا سر و ته یک کرباسن...

هیچ فرقی نداره این میاد یا اون...شورای تصمیم گیری کشور به هر کاری اجازه ی عملی شدن نمیده که حالا فکر میکنن اگه روحانی بیاد مملکت آزادی مطلق میشه...

هرچند این دوره ، نامزدهای ریاست جمهوری خیلی جالب نبودن...

بدی دیگه مردم ما اینه که چون فکر میکنن همیشه حق با اوناس...پس هر تفکری مخالفشون اشتباهه...متاسفانه معنای  روشنفکری عوض شده...شروع میکنن به فحاشی و کوبیدن طرف مقابل...حالا ممکنه اون فرد دوستشون باشه یا فامیل...همچین طرف رو میشورن که نمیدونم میخوان چی رو به دست بیارن....

متاسفانه خیلی از مردم ما فرهنگ سیاسی و علم پایینی دارن..

من از همین تربیون اعلام میکنم که فراجناحی هستم😎

.

من رای میدم چون یه ایرانیم‌...به هرکی که تحقیق کرده باشم و متوجه شده باشم بین اینها (بدتر نیست) رای میدم...ولی به دیگران و نظرشون هم احترام میذارم...

ای کاش روز بعد از اعلام نتایج اگه اصلاح طلب ها فهمیدن نامزدشون رای نیاورده امنیت کشور رو به خطر نندازن و برعکس....


اینم از نظرات بنده😆😆

  • ۵۴
۱ ۲ ۳ . . . ۴ ۵ ۶
Designed By Erfan Powered by Bayan